دعای محمد در حق من و استاد ج انحرافات

(نسخه به روز شده):

 

دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 جریانی در کلاس ج ایلات و عشایر در دانشگاه شاهد پیش آمد که تا اطلاع ثانوی چیزی درباره آن نمی نویسم. اما بخوانید پی نوشت های محمد و به ویژه نظرات دوستان تحریک کننده اش را (در ذیل شعری که درباره مادر آمده است):

http://sokout313.blogfa.com/post-135.aspx/ 

پی نوشت ها:

1- من از مسؤولان دانشگاه شاهد خواهش می کنم به حرف های این عزیزان درباره استادان گوش کنید. این ها خیلی از شما شاکی هستند که چرا به حرف های شان عمل نمی کنید.

2- اگر به حرف های این ها گوش کنید مشکل ما استادان هم حل می شود. چون ما که خجالت می کشیم به خاطر تهدیدات این ها از ادامه تدریس در دانشگاه منصرف شویم. اگر این کار را بکنیم آن وقت دانشجویان دیگر به ما چه خواهند گفت. چطور می توانیم تو روی دانشجویان دیگر نگاه کنیم. همه خواهند گفت استاد ترسو، بزدل و ... .

3- نتیجه اخلاقی این است که برای این که بی خود و بی جهت این جهادگران کار دست ما، شما و خودشان ندهند هر چه سریع تر نسبت به اخراج ما اقدامات مقتضی را به عمل آورید.

4-  حالا که بازار نصیحت کردن گرم است و دانشجو در کلاس و در حضور همه دانشجویان دیگر به استادش می گوید «من شما را نصیحت می کنم» من هم در این فضای مجازی در حضور همه خوانندگان، شما مسؤولان دانشگاه شاهد را نصیحت می کنم که به حرف های این دانشجویان گوش کنید. اگر به فکر ما نیستید لااقل به فکر خودتان باشید. ممکن است میزتان را از دست بدهید. دیگر خود دانید: هر چه آن خسرو کند شیرین بود.

5- مطلب تازه ای ننوشتم ولی به خاطر این که شما مطلب تازه ای نوشتید من هم حق دارم که دستِ کم پی نوشت هایی منتشر کنم.

6- محمد ایرانی عزیز در همین پی نوشت هایش مدعی شده است که اصلا آدم تندی نیست. سند و مدرک تند نبودن ایشان را من یک بار دیگر به شما خوانندگان عزیز نشان می دهم. به نظر ایشان در وبلاگ کافه درخت فندق در مطلب «و من آخر ایستاده خواهم مرد» توجه کنید: «بترسن از سکوت ما که نشانگر طوفانیه که به زودی خواهد آمد. اگه من بودم این استاد رو از کلاس بیرون می کردم.»

 http://andishehayazad.blogfa.com/post/26

7- از همه این ها که بگذریم به این دانشجویان مخالفِ خودم می گویم: «دوست تان دارم چون جوان هستید و کم تجربه. گاهی هم دلم به حال تان می سوزد ولی چه کنم که هر کسی راهی و شیوه ای را برای زندگی اش انتخاب می کند».

 8- از دانشجویان عزیزی که دیروز نظرات شان را شجاعانه بیان کردند و در زمینه رفع موانع آرامش کلاس مشارکت کردند صمیمانه تشکر می کنم.

شاد باشید و شادی آفرین

 

به روز شده در 13 اردیبهشت 1392:

با پوزش از خوانندگان، امروز متوجه شدم که گویا متأسفانه صاحب وبلاگ کافه درخت فندق، صفحه «و من آخر ایستاده خواهم مرد» را که حاوی توهین و تهدیدات بود از وبلاگ اش حذف کرده است.

امیدوارم حذف این صفحه به خاطر ملاحظاتی مانند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تبلیغات اینترنتی نامبرده در این زمینه نباشد. چون یکی از نظرات، بسیار توهین آمیز بود و تمامی نظرات آن مطلب حول آن دور می زد گویا این امکان وجود نداشته است که فقط به حذف آن نظر اقدام شود.

پرواضح است که فایل آن مطلب ذخیره شده است اما همین قدر که آن مطلب حذف شده است نشان از این دارد که صاحب وبلاگ کافه درخت فندق تا حدی پشیمان شده است؛ حتی اگر به خاطر ملاحظات سیاسی (انتخابات) این کار انجام شده باشد و نه بخاطر ملاحظات اخلاقی حاکم بر روابط بین استاد و دانشجو. بی جهت نبود که بعضی از دوستان این ها با نوشتن نظراتی توهین آمیز نظیر این که "استاد مثل بچه ها می آید و در این جا می نویسد تهدیدشدم" (نقل به مضمون) سعی می کردند من را از ادامه پاسخ گویی به آن ها باز دارند.

پرواضح است که آرامش برای من (و همه) یکی از بزرگ ترین نعمت هاست اما اگر بتوانم با تحمل سختی ها به مخالفان خودم بیاموزم که باید اخلاق را رعایت کنند این وبلاگ هم جنبه آموزشی ای خواهد داشت که از کلاس درس کم اهمیت نخواهد بود.

امیدوارم همه ما بفهمیم که اکنون عصر اطلاعات و ارتباطات است و زندگی در این دوران، مقتضیات خاص خود را دارد که باید آن را بشناسیم و در این راستا حرکت کنیم.

 

به روز شده در  14 اردیبهشت 1392:

توضیحات صاحب وبلاگ کافه درخت فندق درباره حذف مطلب مورد اشاره در بالا:

** «مطلب " و من آخر ایستاده خواهم مرد" رو از رو وبلاگم برداشتم به چندتا دلیل. دوتاش میگم: 1- از تنش های به وجود آمده کم کنیم و ان شاالله به خواست خدا این قضیه رو فیصله بدیم. 2-به نظرم تیتر مطلب کاملا اشتباه بود و درستش اینه "و ما همگی آخر ایستاده خواهیم مُرد" چون همه ی ما دغدغه های مشترک داریم و با هم در یک خط فکری قرار داریم حالا ممکنه گاها یه سری اختلاف سلیقه ها هم داشته باشیم».

http://andishehayazad.blogfa.com/

تاریخ دسترسی : 14 اردیبهشت 1392

 

نظرات من:

اگر مراد آقای ابوالحسن صفرپور از «ما» این است که من با ایشان و دوستان شان در یک خط فکری هستیم باید بگویم که چنین نیست.

با این وجود، وعده ایشان مبنی بر تمام شدن تنش ها را به فال نیک می گیرم

 و امیدوارم که دانشجویان عزیز داشتن اختلاف فکری با استادان، دانشجویان و دیگر شهروندان را عامل پیشرفت بدانند.

 بهتر است آن ها تصور نکنند که بیش از دیگران می فهمند و اگر استادی مطلبی را در کلاس بیان کرد به معنی این است که:

اولاً خود استاد فردی گمراه است و

دوماً دیگر دانشجویان را گمراه می کند.

پیشنهاد می کنم:

این گونه فکر کنند که استاد از سر دلسوزی و آگاهی حرف می زند و دانشجویان دیگر هم اگر بیشتر از آن ها دارای قدرت فاهمه نباشند دست کم به اندازه  آن ها صاحب عقل هستند و می توانند خوب و بد را تشخیص دهند. 

و باز امیدوارم که:

از این به بعد احترام مخالفان فکری خود را نگه دارند و به جای تحریف، توهین، تهمت و تهدید با مخالف فکری خود به گفت و گو بنشینند تا یادگیری متقابل تحقق پیدا کند.

ما نباید فقط در روزهای انتخابات این طور ژست بگیریم که به آزادی بیان پایبندیم. رعایت حق دیگران در باب آزادی بیان، ضمن این که یکی از حقوق اولیه آدمی است از جمله ضرورت های اساسی زیستن در عصر اطلاعات و ارتباطات است.

و ما همگی سعی کنیم که شاد باشیم و شادی آفرین

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دو.سه.چهار

میدونی که خیلی بچه ای؟؟ فکر کنم هنوز به سن بلوغ نرسیدید جمع کن وبلاگت رو وگرنه مجبور میشم از ریشه جمعش کنم بچه

میم.ترنم

سلام و احترام استاد ارجمند بنده کم سعادتی رو در رابطه با خودم عرض کردم. نه صرفا مخالفم با شما و نه صرفا موافق.این در رابطه با سایر دانشجویان کلاس هم صدق میکنه. من اندیشه های خودم رو همونطور که شما فرمودید دنبال میکنم. هر خوبی خوب است و هر بدی هم بد! کم و بیش در جریان هستم گرامی. دوست عزیزم هم خب از ابتدا با شما بیشتر هم صحبت بودن .برعکس بنده. به نظرم رعایت ادب از لوازم دینداریه.و این نکته رو باید کسانی که ادعای دینداری میکنن رعایت کنن. استارت رفتارهای اونروز هم بنده درجریانم که از کجا کلید خورد. ولی بهتر بود جور دیگه ای برخورد میشد باهاش. گرامی!بنده نظرم رو میدم.به نظرم این مسئله رو بزرگ نکنید خیلی بهتره.البته در مقام یک دانشجوی ساده و به دور از هرگونه جهتگیری ای اینو میگم. از نکات ارزشمندی که تو این چند جلسه از شما آموختم خرسندم. موفق باشید یاحق

میم.ترنم

راستی فراموش کردم بگم که دلیل اصلی عدم حضورم تداخل کلاسه زبان با این کلاسه. ولی یقینا اگر تصوراتم بهم نمیریخت,کلاس زبان رو نمیرفتم.و از. صحبتهای شما استفاده میکردم و ازتون می آموختم. امیدوارم جسارت نکرده باشم.چون اهله تظاهر نیستم حرف اصلی رو زدم. همین. وگرنه قصد بی ادبی ندارم و نداشتم گرامی. یاحق

!!

این واسم جالب بود بین این همه نظر: "جمع کن وبلاگت رو وگرنه مجبور میشم از ریشه جمعش کنم بچه " این از نظر روانشناسی عقده حقارت فرد مورد نظر رو میرسونه! خارج از بحث روانشناسی، ایشون پشتش به کجا گرمه که با این صراحت و جسارت همچین ادعایی میکنه؟ :)

!!

این واسم جالب بود بین این همه نظر: "جمع کن وبلاگت رو وگرنه مجبور میشم از ریشه جمعش کنم بچه " این از نظر روانشناسی عقده حقارت فرد مورد نظر رو میرسونه! خارج از بحث روانشناسی، ایشون پشتش به کجا گرمه که با این صراحت و جسارت همچین ادعایی میکنه؟ :)

یکی ازدانشجوها

سلام آقایاخانوم نقطه!!!! لطفامودب باشید.خانوم ز ه ر ه میخوان جوکلاس روآروم کنن،اونوقت شمابجای اینکه حرفای ایشونوتایید کنین..... امیدوارم یه ذره فک کنین بعدکام بذارین! براتون متاسفم[عصبانی]

همکلاسی نقطه بی ادب

نقطه جان برو تمرین ادب کن . زهره با همه ی بچه ها دوسته چطوری به خودت اجازه میدی اینجوری حرف بزنی ؟ همه رفتارهای خوب و سنگینش رو دیدن .خوبه که ادم ها یه چیزی دارن تو کله شون به اسم مغز .

.

چقدر همه تون کوچیکین

taha

سلام استاد امروزسر کلاستون حاضر شدم اما چون مهمان بودم و یه مشکل کوچولو دیگه هم بود حرفی سر کلاس نزدم اما الان میگم بزگترین مشکل شما اینه که با انسان ها و حیوان های انسان نما با احترام و مثل هم بر خورد می کنید...به برخی ها احترام گذاشتن همون داستان زیادی جو میشه .این ها نمونه بارز خشک ذهن و متحجر بودن که من امروز با چشم خودم دیدم حتی احترام استاد شاگردی رو هم رعایت نمیکنن به قول خودتون جامعه شناسی خوندن نه مانی میکره (پول ساز) نه آخر عاقبت دااره فقط واسه اونایی داره که سرشون رو بکنن زیر برفو به اطاعت کور کورانه ادامه بدن امروزز دعا کردم مثله بابام منم جامعه شناسی میخوندم خدا بده صبر استاد عزیز من صبرشما رو بسیار تحسین میکنم

نگین

وقتی سر کلاست می نشستم خیلی قبولت داشتم می گفتم دموکراته. ولی با این رفتارای حقیرانه ت حالمو بهم زدی