گلایه های دانشجویان دانشگاه شاهد و ماحصل آن

1- در این ترم دو مطلب درباره دانشجویان دانشگاه علامه نوشتم که دادِ دانشجویان دانشگاه شاهد را در آورده است. آن ها احساس می کنند علامه ای ها را بیشتر دوست دارم که به آن ها بیشتر پرداخته ام. کامنت های دانشجویان شاهد این گلایه مندی شان را بازتاب داده است.

2- این برداشت به هیچ وجه درست نیست که دانشجویان دانشگاه علامه را بیشتر دوست دارم چون من کارم را بسیار دوست دارم و دانشجویان هم که یکی از ارکان اصلی تدریس هستند از این حس انسانی بی نصیب نمی مانند. البته ابراز محبت دانشجویان هم انگیزه من را در ایفای نقش معلمی دو چندان می کند.

3-  معلمی با تعارض نقش عجین است: هم باید نظم را در کلاس برقرار کنی و کاری کنی که دانشجویان به خوبی درس بخوانند و هم با آن ها دوست باشی. یعنی باید هم فاصله اجتماعی را رعایت کنی که حرمت استاد و شاگردی حفظ شود و هم آن را رعایت نکنی تا بتوانی دانشجویان را بیش از پیش به درس علاقمند کنی. احتمال زیادی وجود دارد که دوست داشتن معلم به دوست داشتن درس و نفرت از معلم به نفرت از درس بیانجامد.

3- دانشجویان عزیزم در دانشگاه شاهد باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که موضوع، نقشی تعیین کننده در نوشتن مطالب وبلاگ دارد.

4- دانشجویان عزیز چرا موضوع پیشنهاد نمی دهید؟

5- از پیشنهادات و انتقادات تمام خوانندگان محترم این کلبه مجازی استقبال می کنم.

6- این فکر (درخواستِ ارایه پیشنهاد و انتقاد)، ماحصل انتقادات و گلایه های دانشجویان دانشگاه شاهد است. سپاسگزام از شما دوستان عزیز

/ 2 نظر / 11 بازدید
م.ح.حسنی

سلام دکتر، اگر دانشجویان شاهد این احساس را داشته باشند که شما علامه ای ها را بیشتر دوست دارید، یعنی اینکه باید بیشتر دقت کنید. به نظر من، معلمی 90 درصدش اخلاق است و 10 درصد ش سواد. از آن 90 اخلاق هم 90 درصدش رعایت عدالت در توجه، گفتار و کردار است. ببخشید که طرف بچه های شاهد را می گیرم: من هم معملی را بسیار دوست دارم.

شاهدی

سلام استادوووتبریک به خاطر استاد تمام بودن شما....بله شما درست میگید منظور ما شاهدی ها فقط مختص به وبلاگه...چرا که جناب آقای علی آبادی بسیار استاد گرانقدری هستند و رابطه ی ایشان با دانشجویان شاهد که بسیار متناسب و برازنده است..واقعا به داشتن چنین استادی افتخار می کنم..