من هیچ چیز نمی دانم.

 کارل ریموند پوپر، فیلسوف علم، خطاب به خبرنگار نشریه فرانسوی اکسپرس:

می خواهم قبل از شروع این مصاحبه و به عنوان مقدمه ای بر آن، روی این نکته تأکید کنم که من هیچ چیز نمی دانم. همه ما هیچ چیز نمی دانیم. بالاترین بخش معرفت ما مدیون علم و دانش است. تذکر این نکته در حال حاضر، که علم از همه طرف مورد حمله قرار گرفته است، بسیار اهمیت دارد. اما خود معرفت علمی هم مشکوک است و به اوضاع و احوال بستگی دارد. به این جهت مردم وقتی می گویند «می دانم»، آنقدرها هم در معنایی که در نظر دارند معرفت و شناخت ندارند. علاوه براین، معرفت علمی در کتاب ها و آزمایشگاه ها و گروه های تحقیقاتی پراکنده است. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که یکهزارم علمی مانند فیزیک یا زیست شناسی را می داند. می بینید که همین علم مشکوک هم به تمامی در اختیار هیچ کس نیست. ما فقط «چیزهایی» شنیده ایم و می دانیم (پوپر، 1369: یازده). ... علم داشتن به این جهل بسیار مهم است زیرا ما را به اخلاقی مبتنی بر شناختی تازه رهنمون می شود: کسی که حرف آخر را زده باشد وجود ندارد و همه ما دایماً مرتکب اشتباه می شویم. البته ما موظفیم هر چه از دست مان بر می آید انجام دهیم تا کمتر اشتباه کنیم ولی ضمناً همه ما – طبیب، مهندس، معمار، برنامه ریز، و سیاستمدار – دایماً مشغول اشتباه کاری های عظیم هستیم. اشعار به این امر که ما باید همه قدرت خود را برای اجتناب از خطا به کار ببریم اما با این همه، از خطا بر کنار نخواهیم بود، از نقطه نظر اخلاقی، اساسی و مهم است. این آگاهی و وجدان موجب می شود که ما روشی ضد قدرت و ضد توتالیتر اتخاذ کنیم. راهی پیش گیریم که محتاج کمک دیگران باشیم تا موضع ما را انتقاد کنند. به عبارت دیگر، موجب می شود تا با دیگران در تساوی کامل همکاری نماییم. اساس دموکراسی هم همین است. این فکر تحمل و تساهل که ناشی از علم داشتن به جهل بود از آنِ ولتر است. باید آن را دوباره زنده کنیم، باید به ولتر و سقراط برگردیم (همان: سیزده).

 پی نوشت:

1- ابوشکور بلخی هم یک بیت شعر دارد که بسیار شبیه سخن پوپر است:

تا بدانجا رسید دانش من    که بدانم همی که نادانم

2- انتشار این سخن بسیار اثر بخش پوپر به معنی پوپری بودن من نیست.

منبع: 

پوپر، کارل ریموند (1369) جستجوی ناتمام، ترجمه دکتر ایرج علی آبادی، تهران:سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
سایه از وبلاگ بی سانسور خیلی خصوصی

سلام عرض می کنم ممنون بابت این وبلاگ پربار از خوندنش لذت بردم آقای دکتر بسیار مشتاقم برای ادامه ی تحصیل در رشته ی جامعه شناسی اما لیسانس من در رشته ی کامپیوتر نرم افزار بوده است و حالا با پیدا کردن وبلاگ شما بسیار امیدوارم که بتونم از راهنمایی شما برای رسیدن به نتیجه کمک بگیرم در صورت امکان خواهش میکنم منو راهنمایی بفرمایید ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووووووون و ارادت و احترام

دانشجو

سلام استاد وبلاگتون عالی بود و قلمتون عالی تر. آرتور شوینهاور میگه تمام حقايق سه مرحله را پشت سرگذاشته‌اند: اول، مورد تمسخر واقع شده‌اند. دوم، به شدت با آنها مخالفت شده است. سوم، به عنوان يک چيز بديهي پذيرفته شده‌اند. موفق باشید.[خداحافظ]

کافی

سلام به نظر من هم هر چه انسان بیشتر می فهمد وبیشتر در عرصه علم پیش می رود تازه متوجه می شود که هیچ نمیداتند . علم تنها کمک می کند که انسان به جهالتهایش پی ببرد و بداند که هیچ نمی داند.[شوخی]

دانشجو

salam ostad emrooz sare kelas be marze mordan residam chon in bahs mesle hamishe nesfeh mond man vaghean mikham be natije beresam to in bahs to in daneshgaham be joz shoma kasi bahsi dar in bare nadashteh ostad komaaaaaaaak.

شاهدی-سید محمد

چقدر حسودی می کنم وقتی پیام دانشجوهاتون رو میخونم که در مورد بحثای کلاس نوشتن، یک ترم کم بود...

منتقد

از خودت چی داری بگی؟؟؟؟

ابراهیم سجادی

سلام استاد من شاگرد جدیدتون هستم( پ 89 شاهد) وبلاگ جالبی دارید، امیدوارم مثل نوشتتون در عمل هم به تساهل پایبند باشید تا بتونیم بی تعصب و علمی بحث کنیم(البته منظورم سرکلاسه بیشتر) تا اونجایی که میدونم مسلما هیچ کدوم از ماها معصوم از خطا نیستیم و اندیشه هایمان ممکن است نقص و اشتباه داشته باشه اما این متفاوت با بنیان های نظری دموکراسیه تا اونجاییکه من میفهمم دموکراسی مبتنیه بر نسبیت گرایی به این معنا که ارزشها همانقدر که درستند ، غلطند و اگه بخوام صریح تر بگم هیچ حقیقتی وجود نداره وقتی حقیقتی وجود نداشت مردم باید بر سر میلشان به توافق برسند البته من با اصل دموکراسی مخالفت ندارم ولی انتقاداتی وارده که باید برطرف بشه تا اونجاییکه میدونم حتی از استبداد دموکراسی هم بحث شده... موفق باشید یاعلی[گل]