نظرخواهی از دانشجویان

دیروز 29 آذر ماه 1390 برگه هایی سفید در اختیار دانشجویان دانشگاه شاهد گذاشتم و از آن ها خواستم نظرشان را درباره من بنویسند. تسلط بر موضوع درس، قدرت بیان و انتقال مطلب، پاسخگویی به پرسش ها، احترام به دانشجویان، جلب مشارکت دانشجویان در بحث ها، مقاله، کنفرانس، آزمون و غیره از جمله محورهایی بودند که پیشنهاد کردم در نوشتن نظرات شان مورد توجه قرار دهند. البته این را هم اضافه کردم که در نهایت، هر چه می خواهد دل تنگ شان بنویسند و اگر فحش هم بنویسند از نظر من ایرادی ندارد. البته معلوم است که مازوخیسم ندارم که دیگران را به فحاشی نسبت به خودم دعوت کنم بلکه فقط خواستم که آن ها بی رحمانه نظرات انتقادی خودشان را بنویسند. وقتی دیشب مطالب دانشجویان را می خواندم این نکته ها بیشتر جلب توجه می کرد:

1- چرا نظر ما را نپذیرفتید که امتحان به صورت تستی برگزار شود. این در حالی است که دیگر استادان دانشگاه که استاد شما هم بوده اند نظرات ما را پذیرفته اند و تستی امتحان می گیرند.

جواب من: استادان من قابل احترام هستند حتی اگر آن ها در این زمینه نظر شما را پذیرفته باشند دلیل نمی شود که من راه خودم را نروم.

2- حجم مطالب تدریس شده زیاد است و جزوه تایپ شده (توسط خودم و با همکاری دانشجویان) دیر در اختیار ما قرار گرفته است.

3- در درس روش تحقیق، روش انجام پژوهش کیفی را به ما نیاموخته اند.

4- این موارد (شیوه آزمون تشریحی، سخت گیری درباره رعایت معیارهای مقاله نویسی، سخت بودن کنفرانس و تأخیر در ارایه جزوه) مهم ترین و بیشترین انتقاداتی بود که مطرح شده بود.

5- مسلط بودن بر موضوع درس، ارایه اطلاعات تازه، جلب مشارکت دانشجویان، احترام گذاشتن به آن ها و خوش برخورد بودن من (ویژگی آخر با الفاظ گوناگون مورد اشاره قرار گرفته بود: لبخند به چهره داشتن، شوخ طبعی، سرحال بودن، خوش رفتار بودن و غیره) از جمله ویژگی های مثبتی بود که بیان شده بود.  متشکرم از حسن نظر این دانشجویان عزیز. یکی از دانشجویان نوشته بود جلسه اول که وارد کلاس شدم گارد گرفته بودم. ولی به تدریج نظرم عوض شد. این دانشجو بر خلاف خواسته من اسمش رو هم نوشته بود: محمد عظیمی. از سخنان محمد در بحث های کلاسی مشخص بود که از لحاظ گرایش سیاسی با هم بسیار متفاوت هستیم. اما من فکر می کنم استاد در کلاس درس باید به افرادی که گرایش سیاسی متفاوت دارند به همان اندازه احترام بگذارد که به همفکران خود احترام می گذارد. البته منظورم درس هایی مثل جامعه شناسی است که استاد هر کاری بکند سیاست در بحث های کلاسی حی و حاضر است و گرنه برخی از درس ها و رشته ها هستند که ممکن است سیاست محلی از اعراب نداشته باشد.

نکته های پراکنده دیگری هم بود که به خاطر عمومیت نداشتن از آن ها در می گذرم.

پاسخ من به انتقادات:

1- درباره آزمون تستی: تقلب در آن آسان انجام می شود. فقط حافظه را می سنجد. من می خواهم قدرت تحلیل و توانایی ذهنی دانشجویان برای مقایسه و نقد نظریه ها افزایش یابد و ... پس به این دلایل بود که در برابر تقاضای فراوان دانشجویان مقاومت کردم.

2- درباره تأخیر در ارایه جزوه: اگر در کلاس فقط تدریس می کردم و به دانشجویان قول نمی دادم که در پایان ترم فایل پاور پوینت یا ورد در اختیار شما قرار می دهم و خودتان از درس های من یادداشت برداری کنید دیگر این انتقاد مطرح نمی شد. فایل های پاورپوینت جامعه شناسی انقلاب هم داشتم اما می خواستم کتاب دکتر پناهی منبع باشد نه کتاب های دیگر.

3- درباره کنفرانس: کنفرانس برای دانشجویان فواید زیادی دارد. یکی از آن ها قدرت سخن گفتن در حضور جمع است. خاطره های زیادی در این باره دارم که در فرصت مناسبی باید آن ها را بنویسم.

4- درباره مقاله: این که دانشجویان یاد نگرفته اند که با روش های کیفی هم تحقیق کنند تقصیر من نیست. درباره رعایت معیارهای مقاله نویسی سخت گیر هستم  و این ایراد نیست اما سعی می کنم دانشجویان نمره بدی نگیرند. پس این امر هم مایه نگرانی نیست. ولی وظیفه خودم می دانم که شیوه درست را به آن ها بیاموزم خواه آن ها بپسندند یا نپسندند و خواه در دیگر مراحل زندگی شان این معیارها رعایت بکنند یا نکنند. وظیفه من آموزش شیوه درست نوشتن مقاله در چارچوب درس است. حال اگر دانشجو از این سخت گیری ناراحت شود اشکالی ندارد.

چند نکته:

1- من در تمام طول تحصیلم این شانس را نداشتم که خارج از نظر سنجی صوری سر جلسه امتحان، نظراتم را درباره استادم بنویسم.

2- هیچ کس کامل نیست.

3- اگر بتوانم این برگه های نظرسنجی را نگه دارم و در ترم های آینده هم تکرار کنم خودشان به داده هایی ارزشمند برای کارهای پژوهشی تبدیل می شوند. دست کم پژوهش درباره روند تغییرات خودم و نظرات دانشجویان در دوره های زمانی مختلف.

4- بعضی از ایرادات خودم را از همین طریق بر طرف کرده ام.

5- از دانشجویان عزیزی که زحمت کشیدند و نظرات شان را برای من نوشتند صمیمانه تشکر می کنم.

جمله ای قصار از ولتر:

دشمن تو و افکارت هستم اما حاضرم جانم را فدا کنم تا تو بتوانی اندیشه هایت را آزادانه بیان کنی 

شاد باشید و شادی آفرین

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
پروانه طاهری

استاد امروز سنت شکنی کردید که از بچه ها نظرسنجی خواستید فکر میکنم همه بچه ها خیلی خوششون اومد و در موردش صحبت میکردن چقدر خوب بود که همه استادهای محترم هم همین کارو میکردن این کار نه تنها اونارو تو چشم بچه ها بزرگتر میکنه بلکه عملکرد کاری خودشون هم بالا میبره به هرحال کارتون قابل تحسین بود تو دانشگاه فرصت نشد بهتون بگم حیفم اومد اینجا ننویسم(30 فروردین-دانشگاه علامه-دانشکده علوم تربیتی)[گل]